فصل پنجم از وازه ها در فرهنگ محاوره ای خواجه اباد ( ابزار کشاورزی - طب سنتی)

خرید بک لینک
آب مایه زندگی است و رودخانه موهبتی است آسمانی. اگر امروز در مسیر رودخانهها و خروجی سدها با نصب ژنراتور انرژی الکتریکی تولید میکنند، قدما نیز با نصب پرّههای چوبی شبیه چرخ دنده در مقابل آب پرفشار اقدام به تولید انرژی مکانیکی میکردند. آسیابهای آبی مصداق بارز تولید انرژی در زمانهای قدیم هستند که البته راهاندازی این آسیابها فقط در مسیر رودخانهها و جویبارهای پرآب ممکن بود. شهرها و روستاهای واقع در کویر فاقد آسیاب بودند و برای تبدیل گندم به آرد باید رنج سفر به جاهای دارای رودخانه را بر خود هموار میکردند.اگر شوشتر را شهر سازههای آبی نامیدهاند دلیلش قرار گرفتن در مسیر رود خروشان کارون است، کارون از کنار شوشتر میگذرد و اساساً دلیل انتقال شاخهای از کارون به داخل شهر توسط هخامنشیان که به رودخانه دست کند "گرگر" معروف است؛ استفاده از مواهب آب است که از آن جمله است: ایجاد سازههای آبی در مسیر رودخانه.خواجه اباد  به لطف قرار گرفتن در مسیر رودخانه – که البته از آنجا که تمدنها در کنار رودخانهها شکل گرفتهاند و اگر این رودخانه نبود شاید روستایی هم نبود- دارای آسیابهای آبی بسیاری بود.هر آسیاب آبی از یک ناو برخوردار بود که در قسمت بالایی آسیاب تعبیه میشد. ناو یک چاه گرد به شعاع حدود ۸۰ تا ۱۰۰ سانتیمتر بود که ۴ تا ۵ متر عمق داشت. ناو  ( نوو) را اغلب از چیدن حلقههای سنگی بر روی هم به این عمق میرساندند. حلقههایی که از تراشیدن سنگهای عظیم پوکه معدنی منطقه "به شکل لولههایی با شعاع یاد شده ایجاد میکردند. گاهی نیز با تراش صخره، ناوی با دیواره سنگی حفر میکردند همچنین کاتا قایا ( صخره بزرگ ) تخت برای به چرخش در امدن توسط دال ( چوب ضخیم متصل به به قایا)  برای نرم ک فصل پنجم از وازه ها در فرهنگ محاوره ای خواجه اباد ( ابزار کشاورزی - طب سنتی)...

ما را در سایت فصل پنجم از وازه ها در فرهنگ محاوره ای خواجه اباد ( ابزار کشاورزی - طب سنتی) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 80 تاريخ: جمعه 7 بهمن 1401 ساعت: 16:22

فراوانی  اب دگرمانها در روستای خواجه اباد  باعث شده بود همه روزه سیل جمعّیت از روستاهای فاقد آسیاب به این روستا گسیل شوند. گفته میشود  ساکنین روستاهای پایین دست و مشرق و مغرب خواجه اباد { انهایی که از اسیابهای ینگجه و کاهان و نشیب و ..........دور بودند} بار خود را برای تبدیل آن به آرد به خواجه اباد میآوردند. اکثر اوقات ساکنین روستاهای مجاور چون نوسرا _ سلطانمیدان و کلاته  میدان - بیدخان و ...چون به صورتی گروهی جهت تهیه آرد به  خواجه اباد میآمدند و به علت کندی فرآیند تبدیل گندم یا جو به آرد ناگزیر به سکونت مدتدار میشدند، روزانه الاغهایشان را در قالب گلّههای ۳۰ تا ۴۰ رأسی به چرا میبردند! و برای سکونت در شبنگاهان در محله خیرات خانه ها در میان قلعه روزها را سپری می کردند خیرات خانه در خواجه اباد قدیم محوطه ای به ابعاد 500 متر مربع داری دو اصطبل بزرگ برای ارمیدن چهار پایان و سه اتاق کوچک و بزرگ داشت که در ان مسافران استراحت موقت داشتندهیچ آسیابی متعلق به یک نفر نبود، ساختار مالکیت آسیابها به صورت سهامی و با معیار شبانهروز  در 8 مدار دشت خواجه اباد سنجیده میشد. هر آسیاب 8شبانهروز بود و البته در تعدادی از آسیابها سازندگان آسیاب که به آنها "ایستا دگیرمانچو" اطلاق میشد پس از به اتمام رساندن احداث آسیاب به عنوان کارمزد صاحب ۱ شبانهروز از آسیاب میشدند. بدین ترتیب برخی از آسیابها ۷ شبانهروزی بودند. حقابه ایستا  برای ابیاری مزارع و تهیه ارد به او طایفه اش اختصاص می یافتممکن بود فردی رُبع (چهار یَک)، نصف، تمام و حتی ۲ شبانهروز از آسیابی را مالک باشد امّا هیچگاه مالک ۶ یا ۷ شبانهروز یک آسیاب نبود.           &nb فصل پنجم از وازه ها در فرهنگ محاوره ای خواجه اباد ( ابزار کشاورزی - طب سنتی)...

ما را در سایت فصل پنجم از وازه ها در فرهنگ محاوره ای خواجه اباد ( ابزار کشاورزی - طب سنتی) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 76 تاريخ: جمعه 7 بهمن 1401 ساعت: 16:22

{اجار}  چراگاه کاه وکلش و باقی مانده گندم بر زمین ریخته شده از دستان درو گر که به کار چرای دام در می اید { بللگچه} اخرین بوته گندم در زمین درو _ رها شده برای نوبت درو بعدی _ تکه کوچک درو  { چالوم بری}  مشت و بازوی نیرومند دروگر با تجربه که در یک ان می تواند چندین بوته گندم را  همزمان درو کند { گیرو} بسته کوچک گندم در دستان درو گر{ دسته } متشکل از چندین گیرو _ هشت گیرو { اغوش} متشکل از دو دسته _ شانزده گیروئی  { پوخال} کلش { درودان اغورلاماق} سعی دروگر از ادامه درو گندم در مسیر بخش پهنایی بلوکه گندم  در عرض پل یا زمین درو  { اوراقا چیخی} هنگامه درو  {بویاتو} داس ویژه درو _ کمانه حلب فشرده  _ اهن اتشکاری شده بی دندانه برای کشانه درو  { خاولو} زمین درو علف هرز و خار مغیلان { تخم کار} مقیاس ارزش گذاری زمین کاشت گندم  { دلسه} گندم بی باران کوتاه و نازک _ فاقد ارزش درو  { داشلوقان یر} زمین سنگ ریزه ها و درشت در مسیر جویبار  { قاراجوغ} سیاهه و افت گندم  {بادمان یاروم} مقدار عرفی پیشکش گندم { دوروش} درویش مطالبه گر گندم مفت {دولانلو بوغدی} گندم  خیس و لطیف صبحگاهی { غیلچیق} مویگون گندم _ پرهای عاج دار بوته گندم در راستای محافظت از تبخیر اب {یک} خربار گندم { بوغاز} میانبند دو کفه دسته های گندم { ارغمچه شوبار } ریسمان و طناب ضخیم در راستای افقی و عمودی باربست گندم  که در هم گره خورده اند  {زاممور حولیقه }  لانه زنبور های  زرد و قهوه ای در پیش روی درو گر { کویک } خوشه های توخالی گندم _ خوشه خرد بی دانه   { قاواما }  دسته های درو شده ترد و شکننده  و صعود در مسیر  باد ملایم & فصل پنجم از وازه ها در فرهنگ محاوره ای خواجه اباد ( ابزار کشاورزی - طب سنتی)...

ما را در سایت فصل پنجم از وازه ها در فرهنگ محاوره ای خواجه اباد ( ابزار کشاورزی - طب سنتی) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 201 تاريخ: جمعه 7 بهمن 1401 ساعت: 16:22

صفحه بندی